تبلیغات
دشتک چهارمحال بختیاری - ازدواج در میان عشایر کوچنده بختیاری
کلمه (دیزل ژنراتور) را سرچ کنید و وارد سایت زیر شوید WWW.SHRPISHRO.COM گزینه در کل اینترنت را انتخاب کنید از اینکه به ما کمک می کنید مچکرم



در این وب
در كل اینترنت


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :صادق شیخی
تاریخ:سه شنبه 15 تیر 1389-12:12 ق.ظ

ازدواج در میان عشایر کوچنده بختیاری

ازدواج در میان همه جماعتهای عشایری ایران، نقش سیاسی مهم و گاه شنیدنی داشته است. به طوری که راه و رسم ازدواج در میان طایفه‏های بختیاری به تنهایی می‏تواند موضوع کتابها باشد. خانها، روزگاری که قدرت داشتند، گروه اجتماعی ممتازی فراتر از طایفه‏ها بوده‏اند. کلانتران طایفه‏ها همیشه می‏کوشیدند تا خود را به این هسته‏های قدرت ایلی نزدیک کنند. یکی از راههای مناسب و بی‏دردسر برای کلانتران، ازدواج با دختری از خانواده خان بوده است. خانها هم به انگیزه تحکیم پایه‏های قدرت خویش در طایفه‏های قدرتمند، به این وصلتها رضایت می‏دادند. در بیشتر این وصلتها خانها به کلانتران دختر می‏دادند. البته خانها هم از کلانتران دختر می‏گرفته‏اند اما خیلی کمتر!

زمانی که خانی یکی از دخترانش را به کلانتری می‏داد، چندان چیزی از او نمی‏گرفت و تنها به یک شال و انگشتری اکتفا می‏نمود. البته کلانتر چیزی به دایه عروس می‏پرداخت. کلانتران معمولاً به وصلت با یکدیگر تمایل نشان می‏دادند. کدخدایان نیز چنین گرایشی داشتند. تمایل به ازدواج بین خانواده‏های کلانتر و کدخدا هم زیاد بوده است. آنان گاه دوشیزه‏ای خردسال را برای پسر نوجوان خود نشان می‏کردند.

* * *

در ایل بختیاری تشریفات و مراسم ازدواج چهار مرحله مشخص داشته است. اول، خواستگاری، دوم، بِلکِه برون، سوم، قند اشکنون، چهارم، عروسی کنون.

 

خواستگاری

پدر و برادران پسر با ریش سفیدی به خانه پدر دختر می‏رفتند. ریش سفید سرِ موضوع را باز می‏کرد و بعد از او پدر داماد با ابراز فروتنی از پدر دختر «قول» می‏گرفت.

 

بلکه برون

این بار مادر و خواهران پسر روزی را برای رفتن به خانه عروس تعیین می‏کردند و آن را به خانواده عروس اطلاع می‏دادند. در روز موعود، مادر و خواهر یا خواهران پسر یک «مینا» که چارقدی بزرگ بود، به دختر هدیه می‏دادند. غیر از مینا یک «شولار» یعنی شلوار، با یکی دو من قند هم پیشکش می‏کردند. نوع پیشکشها در میان همه قشرها یکسان بود اما اگر وضع مالی و اجتماعی خانواده داماد بهتر بود، مقدار قند اهدایی بیشتر می‏شد.

 

قند اشکنون

چند روز بعد از(بلکه برون) مراسم مهم «قند اشکنون» در خانه عروس برگزار می‏شد. چند روز پیش خانواده داماد «خرج» را به خانه عروس می‏فرستاد. خرج در خانواده‏های معمولی شامل یک تا چهار بره نر و دو بار آرد و پنج من قند و نزدیک به دو کیلو چای بود. روز قند اشکنون تمام اعضای خانواده داماد و خود او در حالی که کدخدا، ریش‏سفید و نوازندگان محلی یا «توشمالان» آنان را همراهی می‏کردند، به خانه عروس می‏رفتند. خانواده داماد، خویشان و ریش‏سفیدان محل را هم دعوت می‏کردند.

امر مهم در این مراسم مذاکره در باره پولی بود که باید به پدر عروس می‏دادند. برای این کار چند نفر از مجلس جدا می‏شدند و در چادر یا جایی دیگر به اصطلاح خویش به «شور» می‏رفتند. این عده عبارت بودند از پدر داماد، کدخدا، و ریش سفید طرف داماد، و نیز پدر عروس و احیانا کدخدایی دیگر (اگر عروس و داماد به دو کدخدا وابسته بودند) و ریش‏سفید طرف عروس. این عده، میزان «باشلق» را تعیین می‏کردند و نظر موافق پدر عروس را می‏گرفتند. توافق که حاصل می‏شد گروه شور به مجلس می‏پیوست. آنگاه یکی از بستگان داماد از پدر عروس می‏پرسید که میزان باشلق چقدر است. پدر عروس میزان آن را بیشتر از آنچه در جلسه شور خصوصی توافق شده بود اعلام می‏کرد. بعد از معلوم شدن میزان باشلق خویشان داماد یکی یکی از پدر عروس خواهش می‏کردند که میزان باشلق، را کم کند. درخواستها آنقدر ادامه می‏یافت تا باشلق به میزان توافق شده می‏رسید.

در این هنگام توشمالها می‏نواختند و جمعیت به پایکوبی می‏پرداخت. یکی از رویدادهای چشمگیر این مرحله از مراسم، «دست بوسون» بود. بعد از اعلام موافقت پدر عروس با میزان باشلق در جمع، داماد برمی‏خاست و دست پدر عروس خود را می‏بوسید. بعد از دست بوسون نوبت قند اشکنون می‏رسید و دو سه نفر از زنان، دو کله قند را روی سر عروس می‏ساییدند. آنگاه گوسفندانی را که روز پیش از سوی داماد فرستاده شده بود، ذبح می‏کردند و دیگهای ناهار بار می‏شدند. بعد از صرف ناهار، تاریخ پرداخت باشلق را معین می‏کردند. باشلق به صورت پول یا دام، معمولاً گوسفند، پرداخت می‏شد. آنگاه زمان عروسی را معین می‏کردند. از این پس تا زمان عروسی، داماد می‏توانست به خانه پدر عروس آمد و شد داشته باشد اما عروس خود را به داماد نشان نمی‏داد.

 

عروسی کُنون

چند روز پیش از عروسی، پیکی از سوی خانواده داماد به خانه پدر عروس می‏رفت تا روز عروسی را خبر دهد، و بخواهد که «گردآوری» دختر را بکنند. یعنی اینکه جهیزیه را حاضر کنند. در جهیزیه لوازمی مانند لحاف، تشک، خرجین، خورج (= جای لباس) دیده می‏شد.

یک روز پیش از عروسی، باز هم آنچه برای خرج عروسی لازم بود به خانه پدر عروس فرستاده می‏شد. صبح روز عروسی خانواده داماد همراه با دعوت شدگان و دسته توشمالان راه خانه عروس را در پیش می‏گرفتند. خانواده عروس هم کسانی را دعوت می‏کردند. دعوت‏شدگان بنا به سنت، مجاز بودند که علاوه بر اعضای خانواده خویش، یکی دو نفر دیگر را هم دعوت کنند. اگر عروس و داماد از یک طایفه بودند همه اعضای طایفه را پدر داماد به عروسی می‏خواند. همین که خانواده داماد و جماعت همراه به خانه پدر عروس می‏رسید، توشمالان شروع به نواختن می‏کردند. پایکوبی و بازیهای سنتی هم آغاز می‏شد و تا موقع ناهار ادامه می‏یافت.

اندکی بعد از ناهار عروس را به سوی خانه داماد حرکت می‏دادند. در آستانه حرکت عروس، مقداری قند را در دستمالی می‏پیچیدند و به کمر عروس می‏بستند. این وظیفه را برادر عروس انجام می‏داد. اگر عروس برادر نداشت، به ترتیب، پسرعمه و پسردایی باید این کار را انجام می‏دادند. بعد از بستن دستمال، عروس را برادرش بر زین مادیانی سوار می‏کرد و پسر بچه هفت ساله‏ای را در جلو او روی زین می‏نشاندند.

همین که کاروان عروس راه می‏افتاد، بازی ورزشکارانه یا رزمی «سرانداز» آغاز می‏شد. یکی از سواران دستمالی را که روی سر عروس بود، می‏ربود و سواران دیگر به دنبال او می‏تاختند که دستمال را از او بگیرند. اگر رباینده می‏توانست دستمال را تا آخر بازی از دست ندهد، افتخار می‏کرد و به خود می‏بالید.

در آستانه چادر یا خانه داماد، مادیان عروس را نگه می‏داشتند، اما عروس پیاده نمی‏شد تا اینکه پدر یا مادر یا خود داماد، دامهایی را به او پیشکش کنند. آنگاه در پیش پایش گوسفندی را سر می‏بریدند. بنا به سنت، تخت کفش عروس باید به خون حیوان آغشته می‏شد.

                                                                * * *

در تقسیم کار اجتماعی کارهایی است که باید زن انجام دهد و مردان بختیاری، بنا به عرف و سنت چنین کارهایی را در خور خود نمی‏دانند. مثلاً آنان برای خود شایسته نمی‏دانند که نان بپزند و آشپزی کنند یا مشک آب را از چشمه تا خانه بر دوش گیرند.

بختیاری، فرزندان، بویژه پسران خود را بازویی برای تولید و نیز نیرویی برای پاسداری از خود می‏دانند و زن بختیاری همکاری صمیمی و یار وفادار شوی خویش است. او نان می‏پزد، آشپزی می‏کند، شیر گوسفندان را می‏دوشد، فراورده‏های شیری تولید می‏کند، هیزم می‏آورد، مشک آب را گاه از مسافتهای دور بر دوش می‏کشد، کودکان را می‏پرورد، خیاطی می‏کند و همیشه در اندیشه آسایش همسر و فرزندان خویش است.

او عروسکی نیست که کاری نداند و هنری نشناسد و زحمتی نکشد. او یکی از دو ستون خانواده است و زندگی مرد بی‏او بسی دشوار می‏نماید.

در طایفه‏های کوچنده بختیاری این پدر است که در باره همسر فرزندان خود تصمیم می‏گیرد و پسر همیشه از پدر فرمان می‏برد.

زن خانه با اینکه در اداره منزل و اقتصاد خانواده نقشی بزرگ دارد، قلمرو اختیارات شوی خود را محترم می‏شمارد و دختر با کسی ازدواج می‏کند که پدر می‏پسندد. ازدواج دختر بدون توافق پدر ناقض هنجارها و موازین اجتماعی است




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


Why is my Achilles tendon burning?
سه شنبه 28 شهریور 1396 03:50 ق.ظ
I do agree with all the concepts you have introduced for your post.
They are very convincing and can certainly
work. Nonetheless, the posts are too quick for beginners.
Could you please prolong them a bit from next
time? Thank you for the post.
foot problems
شنبه 25 شهریور 1396 05:04 ق.ظ
I have learn several good stuff here. Definitely worth bookmarking for revisiting.
I surprise how much effort you set to create this type of magnificent informative web site.
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 04:48 ب.ظ
hi!,I love your writing so a lot! share we keep in touch more
approximately your article on AOL? I need an expert in this area to solve my problem.
Maybe that is you! Taking a look forward to look you.
حسن عباسی دشتکی
دوشنبه 17 مرداد 1390 02:07 ب.ظ
عالی
چاقوکش
چهارشنبه 23 تیر 1389 05:20 ب.ظ
دمت گرم،مطالب خوبی بود
fa
دوشنبه 21 تیر 1389 10:02 ق.ظ
وصیت نامه کورش جعلی است واز نظر تاریخی صحت ندارد در بررسی تاریخ از مطالبی که واقعیت دارند و زیاد هستند استفاده کنیم وکورش آنقدر بزرگ بوده که نیازی به وصیت نامه جعلی ندارد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


www.kog.blogfa.com قالب وبلاگ

گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ